محمد حسن خان اعتماد السلطنه
پيشگفتار 35
مرآة البلدان ( فارسى )
فرمايند در سنهء 1301 باز داخل در جادهء اوليهء خود خواهيم شد . اين جلد ثانى منتظم كه الحال از طبع خارج شده با نهايت سربلندى مىتواند ادعا كند كه به زبان فارسى بلكه به عربى و فرانسه كتابى به اين جامعى و به اين ترتيب تابهحال تأليف نشده است . . . العبد الفانى محمد حسن بن على المراغهاى الشهير به « صنيع - الدوله » تاريخ اين شرح سهشنبه 19 رجب المرجب . چنانكه از اين شرح برمىآيد ، اعتماد السلطنه براى آنكه زودتر و بهتر بتواند مطالب مربوط به جغرافياى هر شهر و ولايتى را جمعآورى نمايد ، چنين انديشيده بود كه طبق پرسشنامهاى از حكام ولايات و ايالات ايران بخواهد تا كليهء اطلاعات مربوط به حوزهء حكومت خود را گردآورى نموده به دفتر دار التأليف ارسال دارند . براى تنفيذ بيشتر بخشنامه ، مراتب را به شاه نيز عرضه داشته و از مخدوم خود درخواست كرده بود كه در اين زمينه وى را تأييد و تقويت نمايد ؛ ناصر الدين شاه هم كه ذاتا دوستدار تاريخ و جغرافيا و ادب و شعر بود ، به توسط امين الملك - يعنى ميرزا على خان پسر ميرزا محمد خان سينكى - اوامرى در تأييد اعتماد السلطنه صادر كرده تا حكام ولايات هرچه زودتر اطلاعات مربوط به حوزهء حكومت خود را به تهران فرستند . ظل السلطان هم كه در آن تاريخ بر نيمى از ايران يعنى بر اصفهان و يزد و فارس و عراق و بروجرد و عربستان ( خوزستان ) و لرستان و كرمانشهان و كردستان و گلپايگان و خوانسار فرمانروائى داشت به تقليد از پدر ، به ولات و حكام زيردست خود دستور كتبى فرستاده بود كه هريك از آنان مطالب مربوط به حوزهء حكومت خويش را تهيه نموده ارسال دارند . بديهى است كه حكام و ولات نه سواد اين كار را داشتند نه فرصت و رغبت آن را . بنابراين ، حكام در هر شهر يك يا چند نفر از دانشمندان و اهل اطلاع و علاقمندان به كتب تاريخى و جغرافيائى و جمعى از مطلعين محلى را انتخاب كردند و جمع و تحرير اطلاعات مورد نظر را به ايشان محول نمودند .